الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
200
شرح كفاية الأصول
متعال ، هفت يا هفتاد معناى ديگر را هم بهطور مستقلّ و اجنبى از اين لفظ ، اراده كرده است ، بدون آنكه ، لفظ در اين معانى استعمال شده باشد ، مثل اينكه متكلّم وقتى مىگويد : « قدم الحاجّ » در همان لحظه چندين معناى ديگر را بهطور مستقل و اجنبى از اين معنا ، اراده كند ، مثل اينكه : خورشيد از برج كذا به برج كذا منتقل شد ، يا فصل بهار هم رسيد ، و زمان برداشت گندم آمد و . . . « 1 » . 2 - اخبار دلالت نمىكند كه معانى هفت يا هفتادگانهء الفاظ قرآن ، در عرض هم است ، بهطورى كه لفظ در يك لحظه در تمام معانى استعمال شده باشد ، بلكه الفاظ قرآن در همان معناى ظاهرشان استعمال شدهاند ، امّا اين معناى واحد ، لوازمى در طول خود دارد ، و اين معانى هفت يا هفتادگانه از ملزومات و متعلّقات هستند كه از رويشگاه معناى ظاهرى لفظ ، بيرون مىآيند . پس الفاظ قرآن در يك معنا استعمال مىشوند و بطون سبعه يا سبعين ، از لوازم همين معنا و در طول آن مىباشد ، كه البته استخراج و استنباط اين بطون برعهدهء معصومين عليهم السّلام است و فهم قاصر افراد ديگر از درك آنها عاجز مىباشد . « 2 »
--> ( 1 ) . بر مصنّف اشكال مىشود كه : اوّلا : اخبار مربوط به بطن قرآن ، در مدح و فضيلت قرآن كريم و الفاظ متعالى آن است ، يعنى اين اخبار نشان مىدهد كه قرآن ، يك كلام بسيار بالا و پرمحتوايى است . حال اگر بطون هفتگانه يا هفتادگانه ، معانى مستقلّ و جداگانه از الفاظ قرآن باشند و فقط همراه استعمال لفظ در معنايش ، بطور مستقلّ اراده شوند ، دليلى بر فضيلت الفاظ و كلام قرآن نخواهد بود . و ثانيا : مطابق اين اخبار ، معلوم مىشود كه اين معانى هفت يا هفتادگانه ، بطن قرآن هستند . حال اگر اين معانى ، مستقلّ و بيگانه از لفظ باشند ، بطن قرآن نخواهند بود ، بلكه چيزهاى ديگرى خواهند بود كه فقط همراه قرآن هستند ، نه اينكه ظاهر يا باطن آن باشند . ( 2 ) . مىتوان گفت استعمال لفظ در اكثر از يك معنا ، بهطورى كه هر معنايى به دلالت مطابقى يا تضمّنى اراده شود ، محال است ، ولى استعمال آن در اكثر از يك معنا ، بهطورىكه يك معنا به دلالت مطابقى و ساير معانى به دلالت التزامى اراده شود ، اشكالى ندارد ، و اساسا به اين استعمال ، استعمال لفظ در اكثر از يك معنا گفته نمىشود ، زيرا ساير معانى ، بالملازمه اراده مىشود .